ناامیدم نکن. این تابستون با اختلاف سخت ترین و بدترین تابستون زندگیم بود. خواهش میکنم ازت که حواست بهم باشه. خب؟ بذار لااقل اون 15 روز باقی مونده رو با آرامش بگذرونم. لطفا ... کمکم کن ! لطفا لطفا لطفا ...
برچسب:
نویسنده: حسین صفری
باورم نمیشه که همه چیز به خوبی و خوشی گذشت ! دهنم سرویس شد ولی عوضش الان خوبم. خدایا شکرت ! مرسی مرسی مرسی
برچسب:
نویسنده: حسین صفری
امیدوارم از عهده ی همه ی این هندونه هایی که برداشتم با هم بربیام :)))
برچسب:
نویسنده: حسین صفری
خدایا دمت گرم، خیلی جاها خیلی هوامو داشتی و یادمه ... ولی چرا داری اینجوری میکنی باهامون الان؟ هیچ حواست هست؟ اگر امتحانه بسه دیگه... ما اصن آدمای بد... من به درک اصلا! مادر پدرم گناه دارن...این همه امتحانشون کردی...بس نیس؟
برچسب:
نویسنده: حسین صفری
نمیدونم چی بگم. چجوری بگم. خیلی خستم! امسال در عین حال بهترین و بدترین سال زندگیم بود و نمیدونم چطور همچین چیزی امکان داره. فقط از خدا می خوام که این سه ماه باقی مونده رو هم به خوبی و خوشی بگذرونه:))
برچسب:
نویسنده: حسین صفری
کی فکرشو میکرد اینجوری شه؟ ... یعنی همینه؟ قراره همیشه همین بمونه؟ صدامونو میشنوی؟ من هیچی... صدای این همه آدمو میشنوی؟ این حق ما نیست... حق هیچکس نیست! باید نجاتمون بدی...
برچسب:
نویسنده: حسین صفری